ابو الاعلى مودودى / سيد قطب / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى (مترجم: خسروشاهى)
105
فلسفه نهضت حسينى (فارسى)
مدعايش سلطنت بودى اگر * خود نكردى با چنين سامان سفر دشمنان چونريگصحرا لاتُعدّ * دوستان او بهيزدانهمعدد سرّ ابراهيم و اسمعيل بود * يعنى آن اجمال راتفصيلبود عزم او چون كوهساران استوار * پايدار و تندسير و كامكار تيغ بهر عزت دين است و بس * مقصد او حفظ آئين استوبس ماسوى اللَّه را مسلمان بنده نيست * پيش فرعونى سرشافكندهنيست خون او تفسير اين اسرار كرد * ملت خوابيده را بيدار كرد تيغ لاچون ازميان بيرون كشيد * از رگ ارباب باطل خون كشيد نقش الااللَّه بر صحرا نوشت * سطر عنوان نجات ما نوشت رمز قرآن از حسينآموختيم * ز آتش او شعلهها اندوختيم شوكت شام و فر بغدادرفت * سطوت غرناطه همازيادرفت تار ما از زخمهاش لرزان هنوز * تازه ازتكبيراو ايمان هنوز اىصبا اىپيك دور افتادگان * اشك ما بر خاك پاك او رسان « 1 »
--> ( 1 ) . رموز بى خودى ، از اقبال لاهورى ( كليات اشعار اقبال چاپ لاهور ) .